‏نمایش پست‌ها با برچسب Reza-Poorseyfi. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب Reza-Poorseyfi. نمایش همه پست‌ها

درباره اسب کاسپین



اسب کاسپین (اسبچه خزر)
به بهانه هفتمین جشنواره اسب کاسپین در انزلی

اهمیّت تاریخی اسب در ایران و جهان:
ایران یکی از سرزمین­هایی ست که نقشی کلیدی در روند تکامل و اهلی­سازی اسب در جهان ایفا کرده­اند. از اسطوره‌ها، آداب و آیین­های کهن، تا صورت­های امروزین فرهنگ عامه در مناطق گوناگون ایران و حوزه‌ی گسترده‌ی فرهنگ ایرانی در ادوار مختلف تاریخی این سرزمین، اسب جایگاه ویژه­ای داشته و دارد. این حیوان از زمان­های گذشته مورد توجه بشر بوده و طی قرون و اعصار متمادی، تلاش­هایی در جهت شناسایی هرچه بهتر توانایی­ها و نحوه استفاده از آن متناسب با نیازهای مکانی و زمانی، صورت گرفته است.
اسب در میان جانورانی که همواره با انسان پیوند نزدیکی داشته است، جایگاه خاصی دارد. این اهمیّت تا بدان پایه است که نمی­توان در اسطوره­ها و افسانه­های جهان، نقش این حیوان شگفت­انگیز را نادیده انگاشت. در تفکّر کهن ایرانی، درواسپا در کنار گئوس، ایزد نگهبان چارپایان می­باشد. نامی هم که امروزه این حیوان در فارسی دارد، همان است که در چندین هزار سال پیش نزد آریایی­ها داشته است. آنگونه که آثار به­جای مانده و سوابق تاریخی دوران کهن نشان می­دهند، در ایران از حدود سه تا چهار هزار سال پیش از میلاد، نگهداری و اهلی کردن اسب رواج داشته و این حیوان در تمامی شئون زندگی و تمدن اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی این ملت، در طول تاریخ حاضر بوده است [4].

پیشینه نژادهای اسب ایرانی:
ایران از سرزمین­های شاخص مشرق زمین بوده که در روند تکاملی اسب شرقی، نقش کلیدی داشته است. در شمال ­شرقی این سرزمین، زیرگونه­هایی از اسب­های وحشی وجود داشته­اند که یکی از منابع اصلی تکامل اسب­های شرقی محسوب می­شوند [2 و 4].
از یک دیدگاه کلّی، امروزه سه گروه اسب در ایران وجود دارد که عبارتند از: اسب ترکمن، اسب­های کاسپین و شمالی ایران و اسب­های فلات ایران. واژه فلات برای مشخص کردن همه اسب­های موجود در مناطق جنوبی رشته کوه البرز به­کار برده می­شود. در واقع چون این اسب­ها توسط قبایل مختلف در طی سالیان متمادی پروش داده شده­اند، دارای خصوصیات متفاوتی بوده و معمولاً به نام همان قبیله پرورش­دهنده نیز نام­گذاری شده­اند. اسب اصیل (عرب ایرانی) نیز دارای سویه­های مختلفی است که در طی سال­های متمادی، با هم مخلوط شده و نژادی تحت این عنوان را ایجاد کرده­اند [5]. اسب سنگین نسایی هم که امروزه اسب کُرد نامیده می­شود، احتمالاً از نژادهای پایه فوق­الذکر، حاصل شده است [3]. از یک دیدگاه دیگر نیز اسب­های موجود در ایران را در قالب نژادهای کاسپین، اصیل (عرب ایرانی)، کُردی و ترکمن دسته­بندی می­نمایند [3].

اسب کاسپین:
کاسپین یک پونی (اسب کوتاه قد اروپایی) نیست زیرا مانند سایر پونی­ها، اندامی کوتاه و چاق و دست و پایی زمخت و قوی ندارد، بلکه از زیبایی و ظرافت یک اسب کوچک برخوردار است [1 ، 2 و 5].
مطالعات تاریخی و شواهد باستانی، دلایل متعددی از وجود نژادی کوچک در نواحی غربی آسیا در دشت­های حدّ فاصل دریای خزر تا دریای سیاه، بین­النهرین، ایران، سوریه و فلسطین ارائه می­کنند که به اسب­های لیدیایی مشهور بوده­اند [2]. در گذشته اعتقاد بر این بوده است که قبل از مهاجرت اقوام هند و اروپایی به ایران (حدود دو تا سه هزار سال پیش از میلاد)، اسب در ایران وجود نداشته، ولی امروزه اعتقاد بر این است که بخش اعظم بقایای کشف شده تک­سُمیان در ایران، مربوط به اسبان کاسپین می­باشد [2]. در آثاری همچون نقوش حکاکی شده بر پلکان­های شمالی و شرقی تخت جمشید، مُهر داریوش کبیر، گنجینه آمودریا در موزه بریتانیا، نقش رستم و داراب­گُرد، اسب کوچکی مشاهده می­شود که مبیّن این موضوع است که اسبی در قد و قامت اسب کاسپین، برای ایرانیان باستان شناخته شده بود [2 و 3]. مطالعات فسیل­شناسی بر روی بقایای اسکلت­های یافت شده در اطراف همدان نیز نشانگر آن است که قدمت تاریخی چنین اسبی، به سه هزار سال قبل از میلاد می­رسد [5].


مشخصات ظاهری این حیوان عبارتند از: چشمان گرد و درشت، برجسته و فاصله­دار، پیشانی اندکی محدب، پوزه کوچک و منخرین باز، گوش­های بسیار کوتاه و افراخته، گردن قوس­دار، باریک و دارای تناسبی مطلوب، دستان محکم و قوی و پاهای سخت، کمر کشیده، بدنی تقریباً باریک و استخوان­بندی قوی با ارتفاع جدوگاه 90 تا 120 سانتی­متری، رنگ­های متنوع سفید، سیاه خاکستری، نیله، کهر، کرنگ و سمند، پوست بسیار نازک و لطیف و یال و دُم پُرپشت و بلند [2 و 3].
از نظر ساختمان بدنی، پنج تفاوت در اسکلت این اسب در مقایسه با سایر اسب­های ایرانی دیده می­شود [5]:


1 - جمجمه دارای یک برآمدگی تاجی در جلوی کاسه سر است.
2 – کتف، پهن­تر از سایر نژادها بوده و از این لحاظ به نشخوارکنندگان شباهت بیشتری دارد.
3 - نسبت طول استخوان­های زبرین و زیرین ساق به قد، بلندتر و باریک­تر از نژادهای دیگر است.
4 - در ناحیه مهره­های سینه­ای، دارای تیغه پشتی بلندتری می­باشد که سبب کشیدگی مهره­های پشتی نسبت به سایر نژادها می­گردد.
5 - سُم باریک و بیضی شکل است.
خصوصیات رفتاری کاسپین حاکی از هوش سرشار آن بوده و مهمترین ویژگی آن، فراگیری سریع و آسان رفتارهای آموزشی می باشد. تلفیق این هوش با خُلق و خوی مهربان، آنرا در رده بهترین اسب­ها جهت سوارکاری و آموزش به کودکان قرار داده است [2].
از سال 1345، با ورود نخستین اسب کاسپین به ایالت ویرجینیای آمریکا، حرکت این نژاد به سایر نقاط جهان آغاز گشت. در سال 1350، این اسب به خانواده سلطنتی انگلیس اهدا شد و به­دلیل علاقه­ای که این خانواده به اسب کاسپین پیدا کردند، انجمن سلطنتی اسب کاسپین در انگلستان تأسیس گردید. در سال 1355 برای اولین بار به استرالیا صادر شد و در سال 1357، از انگلستان به نیوزیلند صادر گردید. آخرین محموله صادراتی ایران به انگلستان، مربوط به سال 1372 می­باشد. پس از آن صادرات این حیوان از انگلستان به بلژیک، آمریکا، سوئد، نروژ و ژاپن صورت گرفته و به­دنبال آن نیز از کشورهای استرالیا و نیوزیلند، به آمریکا صادر گردیده است [2 و 3].
بسیاری از گله­های موجود در جهان، تحت عنوان English Caspian Pony به­ ثبت رسیده­اند که متاسفانه گامی در جهت تصاحب مالکیت معنوی و مادی این نژاد بوده است. در حالی­که این حیوان منحصراً در نواحی شمالی ایران زیست کرده و در هیچ نقطه دیگری از جهان یافت نشده است. لذا حفظ و گسترش آن از نظر فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و زیست­محیطی، از اهمیت خاصی برخوردار است [1].
هم­اکنون 16 انجمن ثبت شده برای این نژاد در دنیا فعال است. انگلستان دارای 13 مرکز پرورش و 432 راس اسب کاسپین و استرالیا دارای 12 مرکز پرورش و 143 راس اسب می­باشند. در ایران 300 راس اسب، تحت عنوان کاسپین ثبت شده است. البته این آمار جدای از اسب­های موجود در روستاها و زیستگاه­های طبیعی در شمال ایران می­باشد. نکته قابل توجّه آن است که کل جمعیّت تولید شده در خارج کشور، تنها از حدود 20 راس اسب مولّد بوده و لذا خویشاوندی بین آنها بسیار بالا می­باشد. این موضوع اهمیت ذخیره ژنتیکی موجود در کشور و لزوم مطالعه بر روی آنرا گوشزد می­نماید [2].
علاوه بر اهمیت زیست­شناختی، چون این نژاد به­عنوان یکی از بهترین نژادها برای تولید آمیخته­های مناسب جهت سوارکاری و آموزش شناخته می­شود، لذا تقاضا برای صدور این حیوان به­طور روزافزونی افزایش داده است. علی­رغم قیمت بسیار نازل این حیوان در داخل کشور و به­ویژه در بازارهای محلی، این اسب در بازارهای جهانی به­ قیمت بسیار گزاف معامله می­شود [2].

منابع:
[1] افراز ف. 1381. جایگاه اسبچه خزر در جهان و اهمیت حفاظت از آن. چکیده پژوهش­ها در سومین همایش اسبچه خزر. پژوهشکده مردم­شناسی سازمان میراث فرهنگی.
[2] درداری ش. 1381 . اسب کوچک کرانه دریای خزر چیست. چکیده پژوهش­ها در سومین همایش اسبچه خزر. پژوهشکده مردم­شناسی سازمان میراث فرهنگی.
[3] رامین ع.ق. و احمدی آشتیانی ح.ر. 1384. اسبچه خزر ثروت ملی ایران. کنگره بین­المللی زیست­شناسی. رشت، ایران.
[4] سهرابی ع.ر. 1382. بررسی تنوع ژنتیکی دو نژاد اسب ایرانی (ترکمن و خزر) با استفاده از نشانگرهای RAPD . پایان­نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه گیلان.
[5] Bonnie L.H. 2007. International encyclopedia of horse breeds. University of Oklahoma Press.

* عکس ها از نگارنده
Author: Reza Poorseyfi
مهر 88
پ.ن 1: عکس‌های این مقاله مربوط به اسبهای شرکت کننده در هفتمین جشنواره زیبایی اسب کاسپین است که 24 مهرماه در منطقه آزاد انزلی برگزار شد.

پ.ن 2: در روستای لیجارکی انزلی (جنب شهرک صنعتی انزلی) یک باشگاه سوارکاری و مرکز پرورش اسب کاسپین به نام "تک‌تاز" وجود دارد که موقعیّت خوبی برای پرداختن به ورزش سوارکاری به شمار می‌رود. ازینرو به همه انزلیچی‌ها توصیه می‌کنیم اگر می‌خواهید برای سرگرمی و ورزش فرزندانتان هزینه‌ کنید، با خرید یک اسب کاسپین و آشناکردن آنها با این ورزش زیبا، دنیای جدیدی به روی شان بگشایید.

درباره سله باقلا








سله باقلا!

حتماً هنگام قدم زدن در بلوار انزلی گل های زیبای این گیاه دوست داشتنی و زیبا را در دست قایقرانان تعاونی های بلوار که مشغول جلب مشتری هستند، دیده اید. اگر هم تاکنون به تالاب انزلی تشریف برده باشید، شاید از نزدیک این فرش سبز گل دار را در مرداب دیده اید. گویی باغبان هستی، با دستان هنرمند خود، تالاب را با یکی از زیباترین آفریدگان خود گل آرایی کرده است. نمی دانم زیستگاه منحصر به فرد تالاب با چیدن هر شاخه از این گل چقدر (از نظر کمی واقعاً چقدر؟؟؟) خسارت می بیند. اما شک ندارم که کاری زشت و ناپسند بوده و یقین دارم که به سود تالاب بی همتایمان نخواهد بود.


نیلوفر آبی، لاله ی تالاب، سله باقلا یا پسته ی دریایی با اسم علمی Nelumbo nucifera نه تنها در ایران، بلکه در دنیا نیز با نام های مختلفی شناخته شده و گیاهی ست چندساله و آبزیست. در صورت وجود شرایط محیطی مناسب، دانه اش می تواند تا سال ها سالم باقی بماند. این گیاه، بومی ِنواحی گسترده ای از ویتنام تا افغانستان بوده و گسترش آن به عنوان گیاهی زینتی و خوراکی، طبیعی به نظر می رسد. در سال 1787 برای اولین بار به عنوان گیاهی زینتی برای باغهای آبی و پارک ها و کلکسیون های باغ های گیاهشناسی وارد اروپا شد. امروزه این گیاه در آفریقا کمیاب بوده، اما در جنوب آسیا و استرالیا که معمولاً در باغهای آبی کشت می گردد، فراوان تر است.

این گیاه، در واقع گل ملی هند و ویتنام است. ریشه های این گیاه در خاک استخر، مرداب یا رودخانه جای گرفته در حالی که برگ هایش بر روی سطح آب شناور است. گل ها معمولاً روی ساقه های نازکی که چند سانتیمتر از سطح آب بالاتر آمده اند یافت می گردد. این گیاه معمولاً تا ارتفاع 150 سانتیمتر قد کشیده و گسترش افقی آن نیز تا حدود 3 متر است. اما برخی گزارشات تأیید نشده ارتفاع آن را تا بیش از 5 متر اعلام کرده اند. برگ ها ممکن است تا قطر 60 سانتیمتر رشد کرده در حالی که گل های زینتی آن قطری تا 20 سانتیمتر دارند. ارقام مختلفی از نیلوفر آبی وجود داشته، رنگ گل ها از سفید برفی تا زرد و صورتی روشن متفاوت است. این گیاه از طریق دانه یا ریزوم (ساقه های زیرزمینی) تکثیر می گردد. یکی از قدیمی ترین دانه هایی که تاکنون روییده و به گیاهی زنده و سالم تبدیل شده، یک میوه ی نیلوفر تقریباً 1300 ساله بوده که از بستر دریاچه ی خشک شده ای در شمال شرقی چین به دست آمده است.
پژوهشگران گزارش داده اند که نیلوفر آبی، توانایی قابل ملاحظه ای در تنظیم دمای گل هایش در دامنه ی محدودی، همانند انسان و سایر حیوانات خونگرم دارد. دانشمندان می گویند که این گیاه می تواند دمای گل خود را بین 30 تا 35 درجه سانتیگراد ثابت نگه دارد، حتی هنگامی که دمای هوا تا 10 درجه سانتیگراد بالای صفر پایین بیاید. آنها می گویند که شاید بالا نگه داشتن دمای گل به منظور حمایت از حشرات خون سرد گرده افشان باشد. نتایج این پژوهش در مجله ی نیچر منتشر شده است. گونه های گیاهی بسیار کمیابی هستند که چنین توانایی در تنظیم دمای خود داشته باشند.
گل ها، دانه ها، برگ های جوان و ریشه ها خوراکی اند. در آسیا گلبرگ ها به عنوان ادویه و چاشنی استفاده می شوند. در حالی که از برگ های بزرگتر برای پیچاندن غذا استفاده می شود. در کره، برگ ها و گلبرگ ها به صورت دم کرده یا جوشانده استفاده می گردد. در کره از ساقه های زیرزمینی این گیاه به عنوان سبزیجات در سوپ، گوشت سرخ کرده و غذاهای پختنی استفاده می شود. گلبرگ ها، برگ ها و ریشه ها نیز همگی به صورت خام قابل خوردن بوده اما خطر انتقال انگل وجود دارد. بنابراین توصیه می شود که پیش از خوردن، پخته شوند.
ریشه ها سرشار از فیبر غذایی، ویتامین C، پتاسیم، تیامین، ریبوفلاوین، ویتامین B6، فسفر، مس و منگنز بوده در حالی که میزان اسیدهای چرب اشباع آن بسیار اندک است. در چین و ویتنام پرچم ها را خشک کرده و به عنوان یک خوشبوکننده در چای می ریزند. دانه های نیلوفر آبی را می توان به صورت خام یا خشک شده و بوداده، مصرف کرد.

هندو ها شکوفه های نیلوفر آبی را به افسانه های آفرینش مربوط به خدایان ویشنو، براهما و الهه های لاکشمی و ساراسواتی نسبت می دهند. نیلوفر آبی، در فرهنگ هندو، از زمان های باستان، سمبلی از خدایان بوده است. این گیاه اغلب نمادی از زیبایی خدایان بوده، به عنوان مثال اغلب ویشنو به صورت نیلوفر آبی به تصویر کشیده شده است. گلبرگ های باز شده ی آن نمادی از شکوفایی روح است. توسعه ی زیبایی گل هایش از غنچه ی بسته تا شکوفه ی کامل، نمادی از تعهد اخلاقی و معنوی، مهربانی و ملایمت است. به خصوص، براهما و لاکشمی، خدایان قدرت و باروری و ثروت، نیلوفر آبی را به این نمادها نسبت می دهند. در پیکرنگاره های هندو، اغلب خدایان، به صورت نشسته بر روی گل های نیلوفر آبی نمایش داده می شوند. در زبان هندی نیلوفر آبی به نام کمال कमल (Kamal) معروف است که یک نام رایج برای مردان بوده و برای زنان نیز به صورت کماله Kamala استفاده می گردد.

در کتاب های مذهبی هندو از جمله در کتاب مقدس Vedic بارها به گیاه نیلوفر آبی اشاره شده است. به عنوان مثال:
One who performs his duty without attachment, surrendering the results unto the Supreme Lord, is unaffected by sinful action, as the lotus leaf is untouched by water. (Bhagavad Gita 5.10)
کسی که به وظایف دینی خود عمل کرده و خود را تسلیم خدا نماید، همانند برگ نیلوفر آبی که با آب خیس نشده و در آن غرق نمی شود، خود را به گناه نمی آلاید (بهاگاواد گیتا 5-10)


Author: Reza Pourseyfi

آلودگی خزر با فلزات سنگین

آلودگی دریای خزر با فلزات سنگین، گونه های ساکن در این زیستگاه را یکی پس از دیگری نابود می كند

آیا تاکنون هنگام قدم زدن در طول ساحل دریا با چنین مناظری روبرو شده اید؟
راستی محیط زیست یعنی چه؟ آلودگی یعنی چه؟ این چیزها به ما چه ارتباطی دارند؟

فلزات سنگین و محیط زیست
در دهه گذشته ورود آلاینده ها با منشاء انسانی مانند فلزات سنگین به داخل محیط های دریایی، به مقدار زیادی افزایش یافته است كه به عنوان یک خطر جدی برای حیات محیط های آبی به شمار می آیند. فلزات سنگین در یک مقیاس وسیع، از منابع طبیعی و انسان-ساخت وارد محیط زیست می شوند. میزان ورود این فلزات سنگین به داخل محیط زیست، بسیار فراتر از میزانی است که به وسیله فرایندهای طبیعی برداشت می شوند. بنابراین تجمع فلزات سنگین در محیط زیست قابل ملاحظه است. سیستم های آبی به طور طبیعی دریافت کننده ی نهایی این فلزات هستند. آلاینده هایی که در آب یافت می شوند، ناشی از پساب های خانگی، تخلیه محصولات شیمیایی، سموم، حشره کش ها و علف کش ها، تخلیه ی صنعتی، پساب های رادیواکتیو، هیدروکربن های نفتی و رنگی می باشد.
آلاینده ها به دو نوع آلاینده های قابل تجزیه و غیرقابل تجزیه تقسیم می شوند. آلاینده های غیر قابل تجزیه نظیر ترکیبات و نمک های فلزات سنگین، ترکیبات شیمیایی فنولی با زنجیره بلند، آفت کشها مثل DDT می باشند كه در محیط، تجمع می یابند و بر زنجیره ی غذایی و بیولوژیکی موجودات در آب اثر می گذارند. ازدیاد غلظت این مواد روی ماهی ها، سایر موجودات آبزی و حتی گیاهان آبزی اثرات سوء دارد. اکوسیستم هایی مثل بنادر یا مناطق ساحلی صنعتی که با ورود مزمنی از فلزات روبرو هستند، دارای بیشترین رسوبات آلوده می باشند. این ویژگی ها در محیط های واجد رسوبات، به علت تاثیرات سمی و قابلیت تجمع زیستی فلزات در نمونه های بیولوژیکی موجود در رسوبات، منجر به تأثیرات اكولوژیكی زیاد می شوند. اولین عامل اثرات آلودگی فلزات در یک اکوسیستم، وجود فلزات سنگین در بیومس یک منطقه آلوده است كه سلامت انسان را به مخاطره می اندازد. تجمع فلزات سنگین در آب، هوا و خاک، یک مشکل زیست محیطی بسيار مهم می باشد.


نقش بیولوژیکی فلزات سنگین و خطرات سلامتی انسان
فلزات سنگین ابتدا توسط فیتوپلانکتون، باکتری ها، قارچها و ارگانیسم های کوچک دیگر جذب می شوند. سپس به ترتیب، توسط موجودات بزرگتر خورده شده و عاقبت وارد بدن انسان می شوند. فلزات سنگین زمانی که به وسیله ی انسان مصرف می شوند، اغلب اثرات قوی و زیان آوری را دارند. مواد سمی تجمع یافته، به طور پیوسته غلظت شان زیاد می شود و ممکن است بیشترین فراوانی را در یک بافت ویژه داشته باشند. تجمع مواد سمی در زنجیره ی غذایی، ممکن است باعث افزایش غلظت ها در جانوران سطوح بالای زنجیره غذایی، شود. خلاصه ای از تجمع و نقش بیولوژیکی فلزات سنگین، در جانوران دریایی و امکان خطر برای سلامتی انسان در اثر این فلزات، در ذیل آورده شده است:
کادمیوم:
غلظت بیش از چند میکروگرم در لیتر کادمیوم، احتمالاً ناشی از تخلیه فاضلاب آلوده به کادمیوم می باشد. آب های با مقادیر کمتر از 1 میکروگرم در لیتر کادمیوم، غیر آلوده اند. میزان جذب کادمیوم در مواد غذایی، ناشی از نحوه تغذیه جانوران است، کلیه و کبد محل مناسبی جهت تمرکز کادمیوم می باشند، صدف های دریایی نیز از تجمع بالایی ازکادمیوم برخوردارند. جذب کادمیوم از طریق پوست بسیار محدود است. نیمه عمر بیولوژیک کادمیوم در انسان، در بافت های نرم و استخوان، ده تا سی سال می باشد. کادمیوم معمولاً به طور طبیعی در آب های سطحی و زیر زمینی وجود دارد. مسمومیت موجودات آبزی با کادمیوم، به عوامل دیگری نیز بستگی دارد، مثلاً کلسیم موجود در آب، اثرات سمی کادمیوم را کاهش می دهد. رودخانه های بسیار آلوده با کادمیوم، از طریق آبیاری در کشاورزی، لایروبی رسوبات و یا سیلاب ها می توانند مناطق اطراف را آلوده کنند. کادمیوم یک فلز بسیار سمی است كه عامل مرگ و میر بوده، بیماری جدی ناشی از آن در انسان بیماری روماتیسم یا تغییر شکل دردناک اسکلتی است. اثرات اصلی سمیت کادمیوم بر ریه ها، کلیه ها و استخوان هاست. کادمیوم، مقاومت در برابر باکتری ها و ویروس ها کاهش می دهد. کادمیوم ممکن است باعث مینرال زدایی اسکلت و افزایش شکنندگی استخوان و خطر شکستگی شود. سمیت حاد با کادمیوم، ممکن است باعث مرگ حیوانات و پرندگان شده و مسمومیت شدید در آبزیان ایجاد کند.
نیكل:
نیكل یكی از عمومی ترین فلزات در آب های سطحی می باشد. ورود منابع آلوده شهری ممكن است این مقادیر را بیش از پنج برابر حالت عادی افزایش دهد. مقادیر كم نیكل برای تولید سلول های قرمز خون در بدن انسان نیاز می باشد، هر چند در مقادیر بالا تا حدودی می تواند سمی باشد. به نظر می رسد نیكل در كوتاه مدت مشكلاتی ایجاد نمی كند اما در طولانی مدت می تواند باعث كاهش وزن بدن، صدماتی به قلب، كبد، تحریك و حساسیت بالا شود. نیكل می تواند در آبزیان تجمع یابد. اما حضور آن در طول زنجیره ی غذایی بزرگنمایی ایجاد نمی كند. اغلب نمك های نیكل كه از طریق غذا وارد بدن می شوند، دفع می گردند. نیمه عمر نیكل حدود 11 ساعت است. بیشترین غلظت نیكل در استخوان، ریه، كلیه و كبد دیده می شود. سمّی ترین تركیب نیكل كه اغلب در كارخانه ها مشاهده می شود، كربونیل نیكل است. سمیت نیكل به صورت آلرژی، سرطان و اختلالات تنفسی دیده می شود.
وانادیوم:
فعالیت های انسانی (به ویژه صنایع فلزی) هر ساله 200 هزار تن وانادیوم را به محیط وارد می كنند. وانادیوم معمولاً از منابع طبیعی و همچنین سوخت های فسیلی وارد محیط می شود و در آب، خاك و هوا برای مدت طولانی می ماند. وانادیوم در محیط های آبی، پایدار بوده و در طولانی مدت اثر زیان آوری روی ارگانیسم های آبی به جای می گذارد.
سرب:
بیشترین میزان سرب در کبد و پس از آن در آبشش، کلیه و تخمدان و البته خوشبختانه کمترین آن در عضله تجمع می یابد. درباره ی دو فلز سنگین نیکل و روی نیز بیشترین میزان در تخمدان (اشبل خودمون)، سپس در کبد، آبشش و کلیه و کمترین میزان در عضله ی ماهی تجمع می یابد. همچنین روشن شده که بیشترین میزان عناصر سرب، نیکل و روی در ماهیان کفال بخش جنوب غربی دریای خزر (به عبارتی سواحل دور و بر انزلی) یافت می شود. البته آلودگی به فلزات سنگین تنها از طریق مصرف فرآورده های دریایی سلامت انسان را تهدید نمی کند. بلکه قرار گرفتن در معرض فلزات سنگین شامل آرسنیک ، سرب و جیوه حتی از طریق ظروف لعابی، مواد غذایی، آفت کش و علف کش های باغچه سلامت افراد خانواده را تحت تاثیر قرار می دهد.
فلزات سنگین از جمله آلاینده‏های زیست محیطی هستند كه مواجهه انسان با بعضی از آنان از طریق آب و مواد غذایی می‏تواند مسمویت‏های مزمن و بعضاً حاد و خطرناكی ایجاد نمایند. به عنوان مثالي ديگر، جیوه از عناصر سنگینی است که برای بدن مضر هستند و جزو مواد سمی به شمار می آیند و این عنصر با آنزیم های درونی بدن ترکیب و مانع از عمل آنها می شود. تجمع جیوه در بدن منجر به اختلالات شنوایی، لرزش عضلات، بروز بی حسی عمومی و برهم خوردن متابولیسم درونی می شود و از همه مهمتر این که جیوه عملکرد سیستم عصبی را مختل کرده و به رشد بافت مغزی آسیب جدی می رساند؛ نکته ای که به ویژه در مورد کودکان و زنان باردار باید به آن توجه کرد. غذاهای دریایی سرشار از پروتئین هستند، چربی اشباع شده کمتری دارند و از مواد مغذی بسیاری برخوردارند، اما برای اطمینان بهتر است بیشتر از دو تا سه بار در هفته مصرف نشوند. میزان جیوه موجود در انواع ماهی با یکدیگر متفاوت است. مثلا برخی از انواع ماهی تن، جیوه بیشتری دارند و در نتیجه به جای این که مفید باشند برای سلامتی مضر هستند. از آنجا که هنوز مشخص نیست مصرف کدام گونه ی ماهی با ضریب خطر بیشتری همراه است، مصرف کنندگان سعی کنند به جای مصرف یک نوع ماهی از انواع مختلف ماهی و غذاهای دریایی استفاده کنند.
سرب در زندگي ما
چقدر از اثرات زیان‌آور و بیماری‌های ناشی از آلودگی سرب باخبریم‌؟ وقتی واژه فلز سرب را می‌شنویم، بی‌اختیار به یاد اگزوز خودروها و آلودگی سربی هوا می‌افتیم؛ اما نمی‌دانیم منابع دیگری هم برای آلوده كردن محیط زیست با این فلز خطرناك در اطراف ما وجود دارد و ما از آنها بی‌خبریم.گاهی به ما توصیه می‌شود اگر در شهرهای بزرگ زندگی می‌كنیم، بهتر است هر روزه شیر بنوشیم تا آلودگی‌های سربی روی بدن ما اثرات منفی نگذارد؛ اما آیا می‌دانیم گاهی این آلودگی‌ها آنقدر گسترده هستند كه حتی می‌توانند دام‌ها و شیر حاصل از آنها را هم آلوده كنند؟ سرب به دو روش وارد بدن انسان و حیوانات می‌شود و در آنها مسمومیت ایجاد می‌كند؛ یكی از طریق ورود به زنجیره غذایی از راه تغذیه از عناصر این زنجیره و دیگری از طریق تنفس هوای آلوده به سرب. از طریق تغذیه غلظت‌هایی از سرب وارد بدن انسان و جانداران می‌شود. هر چند در گذشته، عده‌ای از محققان تنها سرب موجود در هوا را مسوول آلودگی و سمیت سرب در انسان و جانداران می‌دانستند، اما امروزه معتقدند روزانه 33 درصد سرب وارد شده به بدن افراد شهرنشین از هواست و عده‌ای هم سهم هوا را فقط 20 درصد می‌دانند. عوارض مسمومیت سرب در انسان شامل بالا رفتن میزان سرب در خون انسان و ایجاد مسمومیت در دو نوع حاد و مزمن است. در اثر مسمومیت مزمن، بیماری‌هایی نظیر قولنج سربی، فلج عصبی، فلج، ورم كلیه، كم‌خونی، بالا رفتن فشار اسید اوریك در خون، نقرس سربی و سقط جنین در انسان و حیوانات باردار بروز می‌كند. از مهم‌ترین عوارض مسمومیت حاد با سرب، آنسفالوپاتی و ضایعات مغزی است. در میان حیوانات، آلودگی سرب در دام‌های محلی تا حد زیادی مورد توجه دانشمندان بوده است؛ چرا كه انسان به طور مستقیم از فرآورده‌های آنها استفاده می‌كنند. ماهی‌های آب شیرین قادرند سرب را به صورت یون در خود جمع كنند. بسیاری از نرم‌تنان هم قادرند مقدار زیادی سرب آب دریا را در بافت‌های نرم خود ذخیره كنند. به طوری كه مقدار ذخیره شده سرب در صدف آنها 1000 بار بیشتر از سرب موجود در دریا بوده است. علامت‌های مسمومیت حاد با سرب در برخی حیوانات كوری، بزاق‌آوری مفرط، انقباض ماهیچه، ساییدگی دندان‌ها، انعكاس كم و مرگ ناگهانی است.
و در نهایت این كه...
عنصر سنگین سرب از طریق منابع مختلف به محیط زیست وارد می‌شود و اثرات سمی آن در بدن انسان و دیگر جانداران تایید شده است. بنابراین ضرورت دارد، در استفاده از منابع حاوی سرب، دقت و بررسی لازم صورت گیرد و از ورود بی‌رویه ی آن به محیط زیست جلوگیری شود. در چند سال اخیر با حذف سرب از سوخت وسایل نقلیه، كمك بالایی به پاكسازی محیط شده است كه به نظر می‌رسد باید تلاش‌های بیشتری در این جهت صورت گیرد.
Author: Reza Poorseyfi

درباره فک دریای خزر


از فک دریای خزر چه خبر؟



زیست شناسان فك خزری را تنها پستاندار این بزرگترین دریاچه جهان می دانند كه در تمام محیط دریای خزر زندگی می‌كند. فك خزری از جمله نادرترین گونه‌های جانوری شناخته شده روی زمین است و در لیست قرمز اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت قرار دارد. محققان می‌گویند فك، نمونه ی خوبی برای تعیین میزان آلودگی‌های دریای خزر محسوب می‌شود و هر مشكل آلودگی در دریای خزر وجود داشته باشند در این جانور یافت می‌شود و با نمونه‌گیری این جانور می‌توان روند آلودگی‌ها را در خزر مشخص كرد. با وجود این که‪ ۴۰ سال از ممنوعیت استفاده از سم DDT در جهان می‌گذرد، ولی هنوز با نمونه برداری از فك این سم در بدن این جانور مشاهده می‌شود!!! نتایج بررسی روی فك‌ها نشان می‌دهد در سه نقطه در كرانه‌های دریای خزر بیشترین آلودگی وجود دارد. در سواحل باكو به دلیل فعالیت‌های نفتی، درآستارا به سبب انبار آلایندگی‌های انسانی، در شهرستان تنكابن به دلیل زهكشی‌های پساب كشاورزی آلودگی‌ها در حد بسیار بالایی وجود دارد.
اوایل امسال یك كارگاه آموزشی برای صیادان تعاونی‌های پره گیلان برگزار گردید و به آنها آموزش داده شد كه در قبال تحویل هر فكی كه در تور صیادان گیر كند، مبلغ ‪ ۳۰۰ هزار ریال به آنان پرداخت خواهد شد. طرحی در جهت حفاظت از فك خزر با مشاركت شركت نفت ایران در حال اجراست كه این طرح توسط موسسه جانورشناسی داروین انگلستان تامین مالی شده‌است. فك‌ها جانورانی با ارزش اند كه حتی با مدفوع خود یك منبع غذایی در دریای خزر به وجود می‌آورند و موجب رشد ماهیان و ظرفیت زیستگاه می شوند. این جانور بیشتر در آب‌های با عمق كم زندگی می‌كند و به همین دلیل بیش از دیگر جانوران با انسان روبرو شده و در خطر شکار قرار می گیرند. اولویت غذایی برای فك خزری كیلكا ماهیان بخصوص كیلكای چشم درشت است كه این ماهی نیز در سطح بالای آب زندگی می‌كند.
فك دشمن انسان نیست و باید در جهت حفاظت از این جانور با ارزش دریای خزر همكاری نمود. فك (Phoca caspica) كه مردم شمال آن را به نام سگ آبی می‌شناسند، تنها پستاندار دریای خزر و كوچكترین گونه ی فك‌های واقعی (بدون گوش) محسوب می‌شود كه بومی این دریاچه است و به دلیل آلودگی شدید، صید بی‌رویه، به هم خوردن شرایط زیستی و كاهش شدید جمعیت، نیازمند حمایت بین‌المللی است. كارشناسان علت كاهش جمعیت این گونه را به كشتار بی رویه در سال‌های گذشته، آلودگی فزاینده دریای خزر، برداشت بی‌رویه منابع آبزیان مورد تغذیه فك‌ها از جمله صید بی‌رویه ماهی كیلكا و كاهش ذخایر آن به علت هجوم گونه غیر بومی شانه دار می‌دانند.

بر اساس بررسی‌های انجام شده توسط كارشناسان‪ CEP آلودگی‌های زیست محیطی، بیشترین تاثیر را در كاهش جمعیت این گونه داشته است. در مفاد این كنوانسیون با آگاهی از تخریب محیط زیست دریای خزر در اثر آلودگی‌های ناشی از منابع مختلف فعالیت‌های انسانی از جمله تخلیه مواد مضر و خطرناك، مواد زاید و سایر آلودگی‌های ناشی از منابع دریایی و منابع مستقر در خشكی بر حفاظت راسخ منابع زنده آن برای نسل‌های حاضر و آینده تاكید شده است.
در پستهاي آتي از آلودگي دريا و تالابمان بيشتر خواهم نوشت.
author: Reza Poorseyfi